مرتضى راوندى
613
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اين رسم از كجاست . كاروان ما سبكبار بود و لذا با سرعت راهپيمايى مىكرديم . براون در صفحات بعد ، از يكى از كاروانسراهاى دورهء صفويه ، ياد مىكند و در وصف آن مىنويسد : « تا امروز مرمت نشده و درها و پنجرههاى اوليهء آن ، مدت مديدى است كه از بين رفته ؛ معذلك انسان مجذوب استحكام بنا و زيبايى نقشه و وسعت فكر و مآلانديشى زمامداران دورهء صفويه مىشود . بعضى از اين كاروانسراها بقدرى بزرگ است كه مىتواند حتى هزارها مسافر را در خود جا دهد . تا انسان در بيابانهاى ايران مسافرت نكند ، نمىتواند به ارزش اين ابنيه كه در عينحال مانند يك قلعهء جنگى مىتواند در قبال دزدان احتمالى پايدارى كند ، پى ببرد . به همان اندازه كه براى اتاقها و آبانبار دقت به كار رفته براى اصطبل هم دقت كردهاند كه وسيع و هوادار باشد . من براى ديدن سقف كاروانسرا بالاى آن رفتم و ديدم كه با آجرهاى بزرگ و خيلى محكم ساخته شده و ديگر اين گونه آجرهاى بزرگ را در ايران نمىسازند . » « 1 » براون ، كه از 1887 تا 1888 ميلادى يعنى مدت يك سال در ايران مسافرت كرده است ، راجع به دروازههاى تهران مىنويسد : « دروازههاى واقع در شمال و مشرق عبارت است از دروازهء بهجتآباد و دروازهء دولت و دروازهء شميران ؛ و در بين مشرق و جنوب دروازههاى ذيل واقع شده است : دروازهء دوشانتپه ، دروازهء دولاب ، دروازهء مشهد ؛ و بين جنوب و مغرب دروازههاى زير مىباشد : دروازهء شاه عبد العظيم ، دروازهء غار دروازهء نو ؛ و بين مغرب و شمال اين دروازهها قرار دارد : دروازهء گمرگ ، دروازهء قزوين دروازهء اسبدوانى . بايد متوجه بود كه نام اين دروازهها متناسب با شهرها و اماكنى است كه جادهء دروازه به آنها وصل مىشود . » « 2 » براون در ايامى كه عازم تهران بود ، در يك فرسخى تهران ، در قهوهخانهاى كنار جاده براى صرف چاى توقف مىكند . در اين موقع « حاجى صفر گفت ، كه اگر تأخير كنيم ، دروازههاى تهران بسته مىشود . با وجود عجلهاى كه بخرج داديم ، باز هنگامى به شهر رسيديم كه دروازه بسته بود ؛ و من هرچه اصرار كردم دروازهبان ، دروازه را باز نكرد و لذا به خشم درآمدم ، و آنچه را كه در كرمان از شيخ ابراهيم ياد گرفته بودم به دروازهبان گفتم . البته اين بدگويى من درخور سرزنش بود ولى كسانى كه نهصد كيلومتر با اسب چاپارى در جادههاى ايران حركت كردهاند ، مىدانند كه مسافر وقتى به مقصد رسيد چقدر خسته است و چگونه احتياج به استراحت و خواب دارد و ما هم نمىتوانستيم تا صبح عقب دروازه بمانيم . خوشبختانه ، دروازهء شاه عبد العظيم براى بازگشت زايرين از قصبهء مزبور باز بود و ما ساعت 5 / 8 بعد از ظهر ، هفتم سپتامبر وارد تهران شديم ، و بعد از عبور از بازار ، در مهمانخانه منزل كرديم ، و حاجى صفر رفت كه به خانه و خويشاوندان خود سر بزند . » « 3 » راهآهن از آغاز رفتوآمد ايرانيان به اروپا ، وسايل موتورى و راهآهن ، توجه آنان را به خود جلب مىكرد ؛ زيرا آسايش و تندى سفر با راهآهن هيچ قابل مقايسه با سفر بوسيلهء اسب و قاطر و كجاوه نبود . از اينرو انشاء راهآهن ، در شمار
--> ( 1 ) . همان . ص 163 . ( 2 ) . همان . ص 97 . ( 3 ) . همان . ص 483 .